250 فیلم برتر دنیا

250 فیلم برتر دنیا

1- رهایی از شاوشنگ   The Shawshank Redemption (1994)

2- پدر خوانده 1   The Godfather (1972)

3- پدر  خوانده 2   The Godfather: Part II (1974)

4-خوب.بد.زشت Il buono, il brutto, il cattivo. (1966)

5- قصه های عامه پسند(پالپ فیکشن) Pulp Fiction (1994)

6- فهرست شیندلر   Schindler's List (1993)

7- 12مرد خشمگین   12 Angry Men (1957)

برچسب ها :

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
ارسال دیدگاه
ایام سوگواری محرم و صفر بر مسلمانان جهان تسلیت باد

ایام سوگواری محرم و صفر بر مسلمانان جهان تسلیت باد



گیرم فرات بگذرد از خاک کربلا           باور مکن که بگذرد از کربلا، فرات

 نیمی از خورشید در سیلاب خون افتاده بود       کاروان می برد نیم دیگر خورشید را


چشم های خفته در خون شفق را وا کنید        تا ببیند کهکشان پرپر خورشید را

* زندگی در عذاب وجدان سوخت /در غروب امید کوچک ما / درِ گلخانه شهادت را / می گشاید کلید کوچک ما / با پیامی بزرگ همدست است / دست های شهید کوچک ما

* * گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود / تنها تر از مسیح، کسی بر صلیب بود

* در همهمه ی حیرت و بی کسی ،دستان تهی مانده ی ما را ، از دامان بلند نگاهت ،کوتاه مکن / یا حسین!

* این پرچم عشق است که بر دوش من است؟ یا پاره ی قرآن که در آغوش من است؟ نه ، نه! بگذارید بگویم این کیست: شش ماهه گلِ سرخِ عطش نوش من است

* در پهنه ی دشت عشق ،جولان می داد،یک سینه عطش ، ندای ایمان می داد ، در هلهله ی شب زدگان ، می دیدم، خورشید به روی خاک ها، جان می داد!

* ای تیر! سوی مشک من این سان بلا مریز ،بر من ببار ، بهر خدا آب را مریز! هرچند،تیر، مشک و دلم را دریده است ، ای آب! همتی کن و ، تا خیمه ها ، مریز!

* ز شرم روی ماهش آب شد، آب / ز شوق دیدنش بی تاب شد ، آب /نه بر لب های خود آبی رسانید /  نه از لب های او سیراب شد ، آب

* آن نخل به خون تپیده را می بوسید /آن مشک ز هم دریده را می بوسید /خورشید، کنار علقمه خم شده بود /دستانِ ز تن بریده را می بوسید!

* کردند نگه هزار گنجینه به هم / هفتاد و دو دریا دل و یک سینه به هم / دین سست و ضعیف شد کمی خون می خواست / آغشته شدند سنگ و آیینه به هم

* وقتی که سر بریده دیدم در طشت / گفتید چه دیدی و چسان بر تو گذشت؟ / زیباتر از این ندیده بودم مردم / " سر بود و به نیزه نیز آراسته گشت"

* نازم به خورشیدى که در شام غریبان/ بر نیزه ها قرآن به لب با ماه مى رفت / حتى سر بى پیکر غرقاب خونش / یک نیزه بالاتر ز دشمن راه مى رفت

* دلخون تر از ابر و طوفان /غمگین تر از باد و باران /مانده به راه برادر /تنهاترین چشم گریان

* بادها، نوحه خوان /بیدها، دسته زنجیر زن /لاله‌ها، سینه‌زنانِ حرمِ باغچه /بادها، در جنون /بیدها، لاله‌گون / لاله‌ها، غرق خون /

* خیمه خورشید سوخت / برگ‌ها، گریه‌کنان ریختند /آسمان، کرده به تن پیرهن تعزیه،/طبل عزا را بنواز ای فلک

* باران نیزه بود و سر شهسوارها  / جز تشنگی نکرد علاج خمارها

* با کاروان نیزه شبی را سحر کنید / باران شوید و با همه تن گریه سر کنید

* از من به کاتبان کتاب خدا بگو / تا مشق گریه را به نی خیزران کنند

* بین دو نهر، خضر شهادت به جستجو ست  / تا آب نوشد از لبت، ای چشمه ی حیات

* سرها ورق ورق، همه قرآن سرمدی ست / فالی زنید و سوره ی یاسین بیاورید!

* هنگامه ی برون شدن از خویش، چون حسین / راهی برو که بگذرد از مسجدالحرام

* این خطی از حکایت مستان کربلاست :  /ساقی فتاد، باده نگون شد، شکست جام!

* انگشت تو از دست چرا افتاده؟ / گل از چه ز شاخه ای جدا افتاده؟ /ای ناطق قرآن که جداگشته سرت؟ / بسم الله این سوره کجا افتاده؟

* در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشک سرخ‏ / در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

* در شکست لشکر شمشیرها ، تیغ زبان / در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

* چه ظلمتی است در آن خیمه ؟ وای بر خورشید! / چه تشنگی است در این خیمه ؟ خاک بر سر آب!

* "تر" از آن بوسه که زینب به سرت زد بودی / "هیزمت وقفه در آتشکده مرگ انداخت"

* هر که آمد وحی در گوش کمان ها خواند و رفت / ماه "شش ماهه" ست شاید سوره خوان بعدی اش

* آن شب به نبضت گوش می داد آسمان هم / آیات توحید تو می بارید در آب

* یاد داری آسمان! با اختران "خورشید" گفت / وعده دیدار ما این بار روی نیزه ها!

برچسب ها :


ارسال دیدگاه